خاطره شماره 8 - شهید حسین جعفری شورک
سید حسین جعفرى همیشه در جیب لباسش یک قرآن جیبى داشت چند بار به او گفتم سید حسین این قرآن را که در جیب مىگذارى امکان دارد بى وضو باشى یا دستشویى بروى و بى احترامى نسبت به قرآن باشد گفت نه مواظبم من با قرآن انس دارم و در عملیات بیت المقدس نیرى به سینهاش خورد که پس از عبور از قرآن جیبیکه در جیبش بود در زیر پوست سینهاش و پس از رسیدن به استخوان متوقف شد و او اصلاً بر روى خود نیاورد یکبار که با هم به مرخصى آمدیم در مشهد گفت مىخواهم به بیمارستان بروم با هم رفتیم بیمارستان قائم او داخل اتاق جراحى شد و بعد از یک ساعت بیرون آمد و در حالى که گلولهاى در دستش بود مىخندید رو به من کرد و گفت بیا ابوالفضل این هم از معجزات قرآن است که گلوله پس از برخورد با قرآن در زیر پوست متوقف مىشود و الان براحتى برداشته شد.
ثبت دیدگاه