شهید عبدل صفری

کد ایثارگری:
۶۷۱۲۲۳۴
نام پدر:
جعفر
محل تولد:
ایران ، استان کرمانشاه ، شهرستان اسلام آبادغرب ،
تاریخ تولد:
۱۳۴۸/۰۵/۰۱
شغل:
کادرارتش
تحصیلات:
نا مشخص
محل شهادت:
ثبت نشده
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.
سیروس فیضی | پ, 1402/01/24 - 12:47 | | پاسخ | پیوند ثابت

سلام، اینجانب سیروس فیضی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، اصالتاً اهل اسلام آبادغرب هستم که افتخار همکلاسی و همشهری و هم محل بودن با شهید گرانقدر آقای عبدل صفری را دارم. اینجانب در سالهای 1362 تا 1365 که دوران سه ساله راهنمایی را در مدرسه ای به نام مصطفی خمینی اسلام آباد گذراندم، با ایشان همکلاس بودم و در یک کلاس درس می خواندیم. ایشان در دو رشته فوتبال و رزمی در سطح شهرستان و استان میدرخشیدند. مبصر کلاس ما بود و بسیار با اخلاق بود. شخصیتی مدیر داشت. بسیار مهربان و اهل همکاری و سازگاری با همکلاسی ها بود. به لحاظ درسی، خوب عمل نمیکرد. شاید این به دلیل مشغله در منزل، ورزشکار بودن، و یا شاید مشغول بودن به کار بود. اما یادم هست که آن زمان بحث میشد که ما میخواهیم چه کاره بشویم. این پرسشی بود که همه از هم میپرسیدند و گاهی هم معلمان از ما می پرسیدند. برخی میگفتند میخواهیم دکتر، خلبان و یا مهندس بشویم. من گفتم میخواهم خلبان بشوم. اما ایشان میگفت میخواهد تکاور بشود. این چیزی بود که به او میخورد. پس از دوره راهنمایی، درس را ادامه نداد (دست کم، تا جایی که بنده خبر دارم) و به تیپ نیروهای ویژه تکاور ارتش پیوست و شهید شد. در مدرسه شخصیتی بسیار عادل و با انصاف داشت. یادم هست که بچه هایی که جثه کوچکتری داشتند، همیشه در معرض اذیت و آزار جثه بزرگها بودند. ایشان همیشه پشتیبانی میکرد. یادم هست یک روز یکی از دوستان از ایشان تقاضای حمایت کرد و به خوبی پشتیبانی کرد و اجازه سوءاستفاده دیگری را نداد. یک روز هم سر همین موضوع، یکی از این جثه بزرگها او را به مبارزه دعوت کرد. نخواست مبارزه کند و بارها امتناع کرد، اما تأکید میکرد اجازه سوءاستفاده را نمیدهد. بالاخره، حریف او را به شدت به مبارزه دعوت کرد. تذکر زیادی داد که اهل کار رزمی است و می تواند در آن واحد دو سه نفر را ناکار کند. لذا اخطار میداد که حریف پیشتر نیاید. اما بالاخره حریف پیش آمد و ایشان با یک ضربه، حریف را به زمین انداختند و از ادامه مبارزه پشیمانش کردند. هم قهرمان بود و هم پهلوان. ایشان دروازه بان مدرسه ما بودند و در سطح شهرستان هم دروازه بان تیمهای مطرح شهر و شاید استان هم بودند (استان را بنده اطلاع کاملی ندارم). در مسابقات آموزشگاهی، تیم مدرسه ما به لطف درخشش ایشان همیشه قهرمان شهرستان میشد. البته، یکی دو سال هم به لطف حضور همین افراد فوق العاده قوی، تیم استان عمدتاً از تیم اسلام آباد بود و توانستند نایب قهرمان آموزشگاههای کشور شوند. خدایشان بیامرزد.