https://shohada.org/fa/shahid/content/119854

شناسه خبر: 119854
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۷:۴۵

وصیت شماره 1 - شهید سیدمجتبی طباطبایی نیم آور

باسمه تعالى (اى گرويدان بدين اسلام شما مانند آنانكه راه كفر و نفاق پيمودند نباشيد كه گفتند اگر برادران و خويشان ما به سفر نرفته و يا به جنگ حاضر نمى شدند به چنگ مرگ نمى افتادند اين آرزوى باطل را خدا حسرت دلهاى‌آنان خواهد كرد و خداست كه حيات بخشد و بميراند و به هر چه كنيد آگاه است . اگر در راه خدا بميريد يا كشته شويد در آن جهان به آمرزش و رحمت خداوند نائل شود و آن بهتر چيزى است كه در حيات دنيا براى خود فراهم توان آورد،اگر در راه خدا بميريد يا كشته شويد (غم مداريد)كه به رحمت ايزدى پيوسته و بسوى خدا محشور خواهيد شد) (سوره آل عمران آيه هاى 156 تا 158). بنام خداوندى كه جزفضلش اميدى ندارم و خز عدلش از چيزى ترس ندارم و جز به گفته او اعتماد ندارم و بنام آنكه رگ حيات در دست اوست ،قبل از هرتعالى شهادت مى دهم به وحدانيت ذات بى نياز بارى تعالى كه داراى صفات جلال‌و جمال است و بعد اقرار مى كنم به ارسال انبياء و رسالت از جانب پروردگار و سپس به خاتميت حضرت محمد بن عبد الله (ص)و به دوازده جانشينان آن بزرگوار از نسل حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا (س) و به حضرت مهدى (عج) كه آخرين ذخيره اللهى است وبه ؟؟؟ حيات بخش قران و ساير كتب نازله بر انبياء الهى و به‌روز رستاخيز و اما بعدخدا وند را بى نهايت شكر گذارم كه چنين توفيقى نصيبم گردانيد و مرا مورد لطف و عنايت خود قرار داد تا در اين راه قدم بر دارم و اى خدا ميدانى كه من جز به خاطر رضاى تو پا به جبهه نگذاشتم و با آگاهى و اعتقاد كامل در اين راه آمدم و حاظرم در اين مسير هزاران سختى و مصيبت ببينم و از تو مى خواهم مرا ثابت قدم بدارى و نيتم را خالص نمايى و مرا جزء سربازان مخلص خودت قرار دهى. خدايا ،چگونه مى توانم چيزى به عنوان وصيت براى بندگان مقرب و شايسته ات بنويسم، امتى كه با حضور فعال خود در تمامى صحنه ها همه نقشه هاى شوم شياطين را بر ملا و در نطفه خفه مى نمايد و مصداق واقعى امت واحده است ولى به جهت فرمان قران مبنى بر لزوم وصيت بر هر انسان مسلمانى چند كلمه اى با اين زبان الكن و قلم ناتوان مى نويسم باشد كه خداوند اين بنده عاصى را مورد آمرزش خود قرار دهد ،مقدمتا خود و تمامى خواهران و برادران دينى و مسلمانم را توصيه مى كنم به تقواى الهى و به تقواى از تمامى معاصى و انجام تمام فرائض و نهى از تمامى منكرات ،دوستان و برادران عزيز : به نماز اهميت فوق العاده بدهيد و تا مى توانيد آن را سر وقت و به جماعت بخوانيد و قران را نيز تلاوت نماييد ،در تمام كارهايتان رضاى خدا را در نظر بگيريد و در اول هر كارى نام خدا را فراموش نكنيد از رذائل اخلاقى به شدت دورى گزينيد و اعمال هر روزتان را محاسبه كنيد و آنها را تصحيح نماييد و دعا و مناجات را از ياد نبريد باشد كه همگى ما عاقبت به خير شويم،دوست ندارم بيش از اين در اين موارد بگويم ،چون كه خود شايستگى و لياقت صحبت در اين باره را ندارم ،خداوند به همگى ما عمل بيشتر همراه با خلوص نيت عطا فرمايد و اما از همه مهمتر اگر مى خواهيد مورد محبت و رضاى خدا قرار گيريد به جبهه ها هجوم آورده و اين سنگر عشق به خدا را خالى مگذاريد. چرا كه حكم جهاد بر همه ما مقرر است وليكن طبق آيه قران چه بسيار شود كه چيزى بر ما ناگوار آيد ولى به حقيقت خير و صلاحمان در آن باشد بكوشيد در دنيا علمى همچون جهاد و مبارزه با كفار را توشه خود سازيد،اين يك تكليف الهى است كه بايد آن را به بهترين وجه انجام دهيم ،امام عزيز و گرانقدرمان پيرامون اين مطلب فرموده اند: جبهه رفتن از اهم واجبات است اين حقير به عنوان يك برادر كوچك به كسانى كه مى خواهند ازطوفان هاى نفس رهايى يابند و افسار گسيخته منيت را مهار كنند و به كسانى كه مى خواهند قدمى به خدا و ائمه معصومين نزديك شوند پيشنهاد مى كنم كه در جبهه حضور يابند و در كنار ديگر رزمندگان به جهاد بپردازند و زمانى بهتر از حال نيست اگر چه همگى از قافله عقب افتاده ايم وليكن باز هم دير نشده است ،در ضمن من هميشه معتقد بوده ام كه نه خدا به انسان نياز دارد و نه اسلام و نه جبهه ها و نه بسيج . اينجا مكان خويشتن سازى است و اين ما هستيم كه براى خود سازى و رهايى از نفس به اينها نيازمنديم. الهى مرا به مكان مقدسى آورده اى كه تقدس اين مكان با فطرت زيبا و شفاف خون عزيزان ما امضاء شده و با وجود افراد متقى اين زاهدان شب و شيران روز و عنايت بى نهايت تو اين ادعا را مهر مى كنند . معبودا ماندن دشوار است درغربت زمين بى يار و ياور حضور داشتن خود عيب است گويى كه بار مسئوليت و البته در كنار آن تمرد معصيت پشتمان را شكسته و زنجير درد وجودمانرا بسته و غم در سينه ما نشسته است و ما از نبودن ياران رنج نمى بريم،بلكه از بودن خويش در رنجيم، خوب مى دانيم كه آنها هستند و ما زندگان مرده ايم با قلب شكسته ،با دستان پينه بسته،با قدى خميده ايستاده اند ،يعنى كه اصحاب محمد (ص) ايستاده مى ميرند و حرف مى زنند و با رفتن خود جمعى را حرارت مى دهند از اين مطالب كه بگذريم ،سخن مهم ديگرى نيز دارم و آن اينكه پدر و مادر و برادرانم و اى كسانيكه حرف ناصحانه و دلسوزانه ام در قلب شما اثر مى گذارد تا جان در بدن داريد از ولايت فقيه و انقلاب و جمهورى اسلامى كه خونبهاى هزاران شهيد و معلول و مفقود و اسير است دفاع نماييد زيرا مخالفت مستقيم يا غير مستقيم تقويت دشمنان خداست و خداى ناكرده نكند به اين انقلاب و جمهورى اسلامى نق بزنيم و از كمبودها بترسيم و ناراحت باشيم . اگر اين طور باشد نميدانم چه جوابى در آخرت خواهيم داشت با چه روئى در مقابل شهداى كربلا باستيم و جوابگو باشيم و خلاصه از هيچ كمكى همان طور كه تا به حال در راه اين انقلاب كرده ايد باز هم كوتاهى نكنيد . در آخر خانواده و دوستان و آشنايان را به صبر دعوت مى كنم و اگر از كسى طلبى داشته باشم حلال مى كنم و نمى دانم به كسى بدهكارم يا نه ولى اگر ديونى از ديگران به گردن دارم آنها را نيز اداء كنيد. از عموم طلب حلاليت مى كنم و از آنها مى خواهم از حق خود بر من بگذرد و متقابلا همه را حلال مى كنم و ديگر اينكه از همه دعاى خير و طلب عفو و رحمت از خدا براى اين عاصى دارم.ممكن است بعضى ها فكر كنند و يا بگويند اگر درس خود را ادامه مى داد و به دانشگاه مى رفت بهتر مى توانست به جامعه خود خدمت كند و يا اينكه لااقل مى ماند و به جبهه نمى رفت واز مادر مريضش پرستارى مى كرد ولى به خدا قسم تا جبهه و جنگ است دلم آنجاست ،نمى توانم ناديده بگيرم،دوستان و ياران قديمى ام همگى پر كشيدند و مرا نيز جاى ماندن نيست . خداوند مرگم را شهادت در راه خودش قرار دهد .(ان شاءالله) خدايا خدايا تا انقلاب مهدى (عج)حتى كنار مهدى خمينى را نگه دار التماس دعا رزمندگان اسلام پيروزشان بگردان منتظرى نستوه براى نصر اسلام محافظت بفرما. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته سيد مجتبى طباطبايى 30/10/1366