https://shohada.org/fa/shahid/content/127674
شناسه خبر: 127674
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۹:۴۲
وصیت شماره 1 - شهید ناصر جوادیان جزی
بسم الله الرحمن الرحیم ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل اله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون. با درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران وبا سلام ودعای خیر بر همه سنگر نشینان جبهه های نبرد حق علیه باطل نورعلیه ظلمت واسلام علیه کفر وبا درود بر ارواح پاک شهیدان این وارثان حسین این حامیان قرآن واین زاهدان شب وشیران روز آنانکه چگونه زیستن وچگونه مردن را به ما آموختند ویعنی شهادت سرآغاز زندگی. پدرومادر عزیزم که شما برای ثمررساندن فرزند دلبندتان زحمات بیش از حدی را تحمل نمودید ودر انتظار روزهای خوش زندگی من هستید اما خوشی زندگی در این دنیای فانی نیست که این دنیا زودگذر است ومادر برابر خداوند بزرگ ولباس مقدس سربازی که بمن نموده ایم مسئولیتی بس سنگین ودشوار بردوشمان گذاشته شده است واین ما هستیم که باید محیط استقلال وناموس کشوری را حصار سرهای نترس وبی باک خود حفظ نمائیم واگر دین محمد با ریختن خون ما برجای می ماند پس ای شمشیرها زهر آلود فرود آئید که ما از همه چیز خود گذشتیم. از خون جان مال وفرزند فقط برای رضای خداوند بزرگ. اگرروزی به شهادت رسیدم ناراحت نباشید کهن شهادت سرآغاز زندگی در جوار سالار شهیدان وسرورآزادگان حسین بن علی است وشهادت را برزندگی درزیر بار ستم وذلت دنیا ترجیح خواهیم داد ما تا آخرین نفس وآخرین قطره خون در برابر استکبار جهانی وصدامیان ومنافقین کوردل مقاومت ومقابله خواهیم کرد . مادربرابر سوگندی مقدس که در لباس سربازی ودرروز ونخست یاد کردیم وفادار خواهیم ماند وسوگند به روز وشب وبه عصر پیامبر که بارزترین نشانه های خداوندیست تا جان در بدن وخون دررگهایمان جریان وشریان دارد دفاع از مکتب رهائی بخش اسلام ومیهن اسلامی وناموس کشوری کوتاهی نمائیم وفرار وتسلیم در برابر گرگ صفتان تاریخ را ننگ دانسته وشهادت را انتخاب خواهیم نمود. ما عاشورا را زنده نگه خواهیم داشت با جان را برکف اخلاص نهاده تا از وجب به وجب خاک میهن اسلامی دفاع نمائیم . شد همه کامم به ناکامی تمام وخفته ام همه هزاران حیف کز یاران بدور افتاده ام چشم از دیدار یاران وعزیزان شد سپید کس به چشم منتظر برراه دل نهاده ام گرچه شد پوشیده ام رسالتم زیرخاک اسب غیرت را به همت تا ابد شورانده ام من هزاران شب در این معبد بخود نالیده ام تا که جام کوثری از دست او بگرفته ام جان شیرینم ش اما بدور ازیار خویش عمر کوتاهم برفت وناتوان افتاده ام مادرم چشم انتظار مژده وصل من است عفو کن مادر که چشمت منتظر بنهاده ام نام باشد ناصر وشهرت جوادیان بران افسری هستم که جان بهر عزیزان داده ام خونبهایم لطف والحمد توسزای رهگذر رو که من آسوده در کوی مروت خفته ام ناصر جوادیان