https://shohada.org/fa/shahid/content/129716
شناسه خبر: 129716
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۲۰:۲۶
وصیت شماره 1 - شهید منصور بهجت آبادی
بسمه تعالی استغفرالله ربی و اتوب الیه طلب مغفرت می کنم از خداو به سوی او بازگشت می کنم . خدایا قرار ده زیستن مرا چون زیستن محمد و آلش و مردن مرا چون ؟ خدایا چه کنم از بس از دستوراتت سرپیچی کرده ام خجالت می کشم تورا صدا کنم اما چه کنم هرچه فکر می کنم کسی را بهتر از تو و درگاه تو سراغ ندارم . خدایا می دانم راهی طولانی در پیش دارم که باید خواه و ناخواه این راه را بپیمایم اما این سفر توشه همراه من خواهد بود که من آنرا در وجودم نمی بینم اکنون فهمیدم اگر از همه دل بکنم و فقط به خدا دل بندم راه را از بیراهه تشخیص داده ام و کمکم می کند تا رستگار تو شوم . خدایا از بسکه دوستت دارم به جبهه آمدم تا بتوانم هرچه زودتر خوشحالتر تو را دریابم . خدایامکانی را بهتر از جبهه برای پشت پا زدن به مال دنیا و دنیا پیدا نکردم . خدایا ما را به توبه کردن سفارش کردی و قبول کردن آن را ضمانت کردی پس خدایا توبه نستوه به ما عنایت کن تا در صف محشر خجالت زده در مقابل شهداء نباشم . خدایا دوستی خودت را و سعادت را در دل ما افزون کن . زیر بار گناه مانده ام و به هر سو گه مینگرم شیطان را می بینم جز یک راه آنهم راه حسین زمان خمینی بت شکن . پس خدایا تو را شکر می کنم که توفیق به من دادی به جبهه بیایم و در بین بندگانت مومنین و مخلصین ، زندگی کنم ندادم بلکه این راه شهادت را شناختم و انتخاب کردم و از تو خواستم تا لیاقت شهید شدن را پیدا نکردم مرا از این دنیا نبر و در سختیها مرا یاری کن تا در رختخواب نمیرم . میدانم بهترین سخ؟ خوشی ام زمانی است که در خون خون می غلطم و آهسته آهسته چشمانم را می بندم پس ای مسلمین بدانید که اجباری در کار من نبوده است بلکه با هدف و آگاهی کامل پای در میدان آزمایش پیش نهادم و می خواهم به یاری حق ؟ لا اله الا الله و محمد رسول الله را به مرحله عمل آورد . سرو جانم رافدای او کنم تا از من راضی شود. خوچند کلمه ای با امت شهید پرور ایران درد دل دارم مگر شما نبودید که چندین هزار نامه برای امام دادید که از پاریس به تهران بیاید ، پس چرا بعضی از شماها مانند ملت کوفه شدید این دنیا چه بخواهید و چه نخواهید می گذرد پس چه خوب است ؟ و خلوص را سرمشق و الگوی خود قرار دهیم و همیشه نظرمان این باشد که در محضر خدا و اسلام هستیم . چند کلمه ای با پدر و مادر و خانواده ام دارم : پدر جان می دانم آن طور که رضای خدا است رضای شما را حاصل ننموده ام مرا ببخش. می دانم آنطور که باید درپیری ات من عصای دستت می شدم اما چه کنم وقتی می بینم جناییتکاران را چنان بی رحمان به این مملکت و دین و قرآن و ناموس ما حمله می کنند ، نمی توانم بنشینم باید این راه را بروم . مادرم می دانم زحمات بسیاری برای پرورش من متحمل شدی ، امیدوارم که خداوند به شما اجر بدهد از برادران عزیزم می خواهم که جای من را پر کنند و از خواهران عزیزم می خواهم که همانند زینب در مصائب و سختی ها صبر کنند ، خودشان را از نامحرم بپوشانند . مرا حلال کنید. وصیت نامه شهید منصور بهجت آبادی