https://shohada.org/fa/shahid/content/178983
شناسه خبر: 178983
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۰۵
لحظه و نحوه شهادت
یه روایت از کلثوم نویدی : طوری که یکی از همرزمان پسرم عظیم بلقدر تعریف می کرد که ما در عملیات کربلای 5 با ایشان همراه بودیم ما هرچه به خط مقدم نزدیک تر می شدیم او شاداب تر و خوشحال تر می شد و با همه بچه ها شوخی می کرد و می گفت: انگار به یک مجلس عروسی می روم. حدود ساعت 1 و یا 2 نصف شب بود که به خط رسیدیم و درگیری بین نیروهای ما و عراقی ها صورت گرفت در حین درگیری بی سیم چی تیر خورد و ایشان به خاطر اینکه امداد گر بود سریع بالای سر او رفت و در حال پانسمان او بود که تیر به او هم اصابت کرد و در همان جا به شهادت رسید.