https://shohada.org/fa/shahid/content/179099
شناسه خبر: 179099
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۰۷
خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی کبری جباری: قبل از شروع جنگ تحمیلی و زمانی که فرزندم مهدی تقی نیا کوچک بود یک روز در عالم خواب و بیداری دیدم یک نفر روحانی که لباس او قهوه ای بود وارد خانه شد و در گوشه ی اتاق نشست و به من اشاره کرد که آن پسر که در حیاط بازی می کند فرزند توست . گفتم:بله. گفت:او در راه خدا قربانی خواهد شد تا این حرف را گفت دیگر او راندیدم . در آن زمان حرف آن روحانی را نمی فهمیدم چون هنوز درگیری و جنگی در پیش نبود . موضوع را با پدرش در میان گذاشتم و قرار شد گوسفندی تهیه کنیم و او را قربانی کنیم تا مثل حضرت ابراهیم که به دستور خدا می خواست پسرش را قربانی کند ولی خدا قوچی را برای آنها فرستاد تا به جای او قربانی کنند ما هم همین فکر را کردیم ولی شرایط ما طوری نبود که بتوانیم گوسفندی تهیه کنیم . موضوع گذشت تا اینکه انقلاب به پیروزی رسید و بعد از آن نیز جنگ تحمیلی شروع شد و فرزندم مهدی به جبهه رفت و آن موقع فهمیدم که او در راه اسلام شهید می شود.