https://shohada.org/fa/shahid/content/179681

شناسه خبر: 179681
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۱۴

خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید

به روایت از محمد حسن بختیاری : به خاطر دارم یک روز که از سر کار وارد منزل شدم دیدم که مادر علی محمد سر و صدا می کند. علت را از او پرسیدم که چرا این همه سر و صدا راه انداخته اید گفت: علی محمد جگر مرا خون کرده و می گوید ان شالله به سپاه می روم و یک دفعه برایت خبر می آوردند که علی شهید شده و مردم شعار بدهند این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرببلا آمده و به تو مادر شهید بگویند. به او گفتم: چرا با این حرفها مادرت را ناراحت کردی گفت: من به سپاه می روم و شهید می شوم. گفتم ان شالله به سپاه می روی و به سلامت هم بر می گردی. این حرفها را که گفتم علی خیلی خوشحال شده بود و گویی بال و پر در آورده بود و شروع به بوسیدن من کرد و گفت: از شما متشکرم که به من اجازه دادید و صبح روز بعد ساکش را بست و از مادرش خداحافظی کرد و عازم جبهه شد و به هدف خودش رسید.