https://shohada.org/fa/shahid/content/180644

شناسه خبر: 180644
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۲۷

لحظه و نحوه شهادت

به روایت از علی قرضی : در عملیات کربلای 5 در کنار نهر خین دو برادر به نامهای مهدی و میرزا علی ایزی بودند که یکی به عنوان بی سیم چی و دیگری به عنوان تدارکات کار می کردند. هنگام شروع عملیات ما روی نهر خین با دشمن درگیر شدیم و به پیش رفتیم. در حالی که دشمن به شدت کار می کرد یک گلوله به شکم مهدی ایزی اصابت کرد و به زمین افتاد. چند نفر دیگر از بچه ها تیر خوردند نارنجک هم توسط عراقی ها از داخل هور به سمت ما پرتاب می شد به نحوی که مجبور شدیم زمین گیر شویم. شهید ایزی برادرش میرزاعلی را صدا می زد. درست وسط جاده هم افتاده بود ما کنار سیم خاردارها بودیم. صدا می زد که میرزاعلی دارم می سوزم سوختم بعد رو کرد به میرزاعلی و گفت: چکار کنم علی؟ علی هم گفت که: داداش غلط بزن و به این طرف بیا. او همانطور غلت زد تا خودش را به برادرش رساند و سرش را روی پاهای برادرش گذاشت و چند یا حسین گفت و شهید شد. بعد کم کم عقب کشیدیم. دیدم که ایشان صورت برادرش را غرق بوسه کرد و برای همیشه خداحافظی کرد. جنازه اش را همان جا گذاشتیم چون مجبور بودیم. حرکت کردیم و برویم از جناحین به دشمن حمله کنیم ایشان با دو سه نفر از شهدای دیگرمان همانجا ماندند. ما عقب کشیدیم و آمدیم از جناحین حمله کردیم تا نزدیکیهای صبح توانستیم موقعیت ها را بگیریم و جنازه ها را به عقب منتقل کردیم.