https://shohada.org/fa/shahid/content/181115

شناسه خبر: 181115
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۳۲

خاطرات بعد از مجروحيت

راوی فاطمه امینی: یادم هست یک دفعه که محمد هاشم مجروح شده بود از ناحیه پشت و گردن ترکش خورده بود و در بیمارستان چند وقت بستری بود ولی چیزی به ما نگفت که ما دلواپس نباشیم بعد از این که کمی زخم هایش بهبود پیدا کرده بود و توانسته بود از جا بلند شود به خانه آمد و ما آن موقع فهمیدیم که او مجروح شده است یک دفعه ی دیگر هم مجروح شده بود که در اثر استنشاق گازهای شیمیایی و سمی ریه اش دچار مشکل شده بود ولی وقتی به خانه آمد می گفت سرماخوردگی شدیدی مرا گرفته است و سینه ام خراب شده به همین خاطر سرفه می کنم دوباره به منطقه رفت و هر چه به او اصرار کردیم که کمی بیشتر بمان تا حالت بهتر شود قبول نکرد و گفت: من به ماموریت آمده ام و باید زود برگردم وقتی که به شهادت رسید فهمیدم که او شیمیایی شده بود و به همین خاطر سرفه های شدیدی داشت.