https://shohada.org/fa/shahid/content/181516
شناسه خبر: 181516
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۳۷
تولد و کودکی
به روایت از ابراهیم امیدی : در دوران کودکی فرزندم محمدعلی به بیماری سختی مبتلا شد، تا حدی که موهای سر و صورت، ابرو و پلکهایش ریخت. که این بیماری او را خیلی عذاب میداد به حدی که من و مادرش نگران او بودیم و ما امید جان را از دست داده بودیم. یک شب که از سرکار آمدم. دیدم که مادرش و او دارند عذاب میکشند پس محمد را از دست مادرش گرفتم و او را به قبله کردم و در این حال با خود نیت کردم و گفتم: ای خدا این فرزند را از ما بگیر که این قدر عذاب نکشد و هم مادرش را عذاب ندهد. یا او را شفا بده و من برای شفایش، گوسفندی نذر کردم که به مرور زمان و به قدرت خدا بعد از نذری که کردم حال پسرم رو به بهبودی رفت و خوب شد که بعدها بزرگ شد و به جبهه رفت و قسمش شهادت شد.