https://shohada.org/fa/shahid/content/181611
شناسه خبر: 181611
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۳۹
عشق به جهاد
به روایت از عید محمد امانی : در سال 1364 قرار بود که عملیات در مرتع وسیعی شروع شد و امام جمعه درخطبه ها اعلام کرده بود که باید نیرو به جبهه اعزام گردد و متبلقین مشغول به تبلیغ جهت اعزام نیرو به جبهه ها بودند . شهید نیز در این زمینه تلاش بی شائبه ای از خود نشان می داد ودر آن زمان من سال سوم دبیرستان بودم وعضو انجمن اسلامی دبیرستان که اکثر اعضاء به خصوص مسئولین آن به جبهه رفته بودند . دو سه نفری بیشتر از اعضاء انجمن اسلامی دبیرستان حضور نداشتند که یک روز ایشان به دبیرستان آمد پیش مدیر یعنی برادر غلامعلی فرهادی رفت و یک وقت سخنرانی برای تبلیغ و تشویق دانش آموزان جهت حضور فعال در جبهه ها و بعد قرار شد که با انجمن اسلامی هم هماهنگی شود به همین دلیل پیش من آمد و گفت : ( قرار است فردا در این دبیرستان جهت حضور دانش آموزان در جبهه ها سخنرانی کنم :) خلاصه روز بعد فرا رسید و ایشان سر وقت جهت سخنرانی حضور پیدا کرد . من پشت تریبون رفتم و با یک حالت ترس و دلهره گفتم : برادر امانی جهت سخنرانی حضور پیدا کردند و به سخنان این برادر گرامی گوش فرا می دهیم : در این لحظات من حالت عجیبی داشتم و احساس می کردم که هر لحظه ممکن است دانش آموزان سخنرانی را به هم بزنند ولی ایشان به یک نوعی سخنرانی را شروع کرد وآنچنان با شور وحرارت سخنرانی را شروع کرد که نتنها دانش آموزان بلکه خودم نیز مجذوب سخنان ایشان شده بودم و در نهایت با آن ایمان و اعتقادی که داشت و با توجه به سن کم 17ساله اش یکی از بهترین سخنرانیها را ایراد کرد و شاید یکی از پر طراوترین و پر شورترین نیروی انقلابی با این سن و سال کم در سطح شهرستان بود و با این سخنرانی تعداد زیادی از دانش آموزان دبیرستان آیت ا... کاشانی را با خود به جبهه ها برد و لازم به ذکر است که هر جا که شهید سخنرانی و تشویق به جبهه می نمود همراه با همان گروه همراه با همان گروه به جبهه می رفت و این نشان از عمل وگفتار و کردار شهید داشت که هر چه می گفت خودش اولین کسی بود که به آن عمل می کرد .