https://shohada.org/fa/shahid/content/181651

شناسه خبر: 181651
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۳۹

عشق به جهاد 1

به روایت از صغری امامی جرفی : به یاد دارم یک روز برادرم علیجان به پدر و مادرم گفت من می خواهم ازدواج کنم. پدر و مادرم خوشحال شدند چون فکر کردند با ازدواج کردن او دیگر نمی تواند به جبهه برود برای همین یک روز پدر و مادرم رفتند و برای او خواستگاری کردند، ولی بعدا دیدیم که سه ماه از زندگی مشترکشان نگذشته بود که به جبهه رفتند و گفتند حالا که اختیارم دست خودم می باشد، می خواهم به آرزویی که داشتم برسم برای همین به جبهه می روم.