https://shohada.org/fa/shahid/content/181743
شناسه خبر: 181743
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۴۰
خواب و رویای دیگران در مورد شهید 3
قبل از شهادت محمد علی خواب دیدم که فلج شده ام و پایم را بریده اند به محمد علی گفتم : پسرجان دیدی آخر من فلج شدم حالا چه کار کنم دیگر نمی توانم راه بروم. آنقدر همسرم مرا کتک زد تا فلج شدم . گفت : مادر جان غصه نخورید که خدا با صابرین است و گفت : پاهایت خوب می شود درهمین حین سراسیمه از خواب بیدار شدم و توی حیاط رفتم و اتفاقاً همان شب پدر محمد علی هم منزل ما بودند و ایشان را هم دیدم که در حیاط هراسان به این طرف و آن طرف می رود . به ایشان گفتم : چه شده ؟ گفت: خواب عجیبی دیده ام گفتم : چه خواب دیده اید ؟ گفت: خواب دیده ام که خانه مان خراب شده است و همه گوسفندان زیر آوار مانده اند و می گفت : دیدی خانه خراب شدیم و این چه تعبیری می تواند داشته باشد ؟ و من به اتاق رفتم و تا صبح نگران بودم و صبح آن روزدو نفر از برادران سپاه به درب منزل ما آمدند و خبر دادند که برای دیدن محمد علی به بیمارستان برویم.