https://shohada.org/fa/shahid/content/182219
شناسه خبر: 182219
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۴۶
خاطرات سیاسی 1
به روایت از احمد اکبران : ک روز از روزهای انقلاب پدر و مادرمان نبودند. همانروز حکومت نظامی اعلام شد. بنزین را نیز چند روزی قطع کرده بودند، ناصر به خانه آمد و گفت: پمپ بنزین خیابان تهران بنزین می دهد برویم برای ماشین پدر بنزین بگیریم. گفتم: حکومت نظامی است ناصر گفت: این حرفها چیست بیا برویم نباید اینها آسایش داشته باشند و بالاخره رفتیم و بعد از مدت طولانی که در صف بودیم بنزین را گرفته و به خانه آوردیم.