https://shohada.org/fa/shahid/content/182230

شناسه خبر: 182230
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۴۷

ناظر و شاهد بودن شهید بر امور 3

به روایت از قاسم اکبران : در اوائل ایام شهادتش یک شب خواب دیدم ناصر آمده، پرسید: تکتم کجاست گفتم: اینجاست گفت: نه آن یکی را می گویم که در بیمارستان هست. اسمش چه هست ؟ گفتم: حمیده. گفت: او مریض است. سرما خورده. گفتم: بچه دو روزه کجا سرما خورده، دو مرتبه گفت:‌ مریض هست سرما خورده. بعد یک دفعه داد کشیدم و گفتم بچه کوچک برای چه مریض باشد و از خواب بیدار شدم صبح که بیمارستان رفتیم مادرش گفت بچه دیشب سرما خورده و شربت سرماخوردگی به او داده اند.