https://shohada.org/fa/shahid/content/182276

شناسه خبر: 182276
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۴۷

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 12

به روایت از قاسم اکبران : یک شب که در خانه تنها خوابیده بودم ، ناصر به خوابم آمد و خیلی باهم صحبت کردیم بعد گفت : از بچّه ها چه خبر دارید (منظور زن و بچّه اش بود) گفتم : من اصلاً به خانة آن مرد می خواهم بروم بچّه ها پیش من بودند ، مادرشان آنها را برداشت و برد . گفت : این حرفها را چرا می زنید . او یک زمانی زن من بود و بر من حلال بوده حالا هم بر او حلال است ، چرا شما حرفهای جاهلیّت می زنید بروید خبر بگیرید . آن بنده خدا را هم ناراحت نکنید . من ناراحت شدم یک وقت دیدم او حرکت کرد و رفت به دنبالش رفتم که از خواب بیدار شدم .