https://shohada.org/fa/shahid/content/182277
شناسه خبر: 182277
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۴۷
خواب ورویای دیگران در مورد شهید 13
به روایت از خدیجه حسین زاده : یک دفعه در حالی که با هم نشسته بودیم ، دیدم پدرش رفت درب حیاط را باز کرد گفت : خوش آمدید . خوش آمدید بفرمایید ،بفرمایید گفتم :چه می گویی ، با که صحبت می کنی ، گفت مگر نمی بینی ناصر با دوستانش از کربلا آمده گفتم خوب باشد وقتی آمد داخل خانه باز گفت : ببخشید این شربتها خیلی شیرین شده . یک دفعه دیدم حرکت کرده می رود . دستش را گرفتم و گفتم کجا می روی گفت : ناصر با دوستانش دارد می رود . من هم به بدرقه اش می روم .