https://shohada.org/fa/shahid/content/182300
شناسه خبر: 182300
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۴۷
زیرکی و باهوشی
به روایت از علی اکبر آذرنوش : از یک عملیات تازه برگشته بودیم و نیروها هر یک پراکنده بودند و به کار شخصی خویش مشغول بودند دراین هنگام فرمانده سپاه غرب شهید کاظمی آمد و گفت : فرمانده گروه کیست ؟ ناصر اکبران گفت : من هستم . آقای کاظمی گفت : احسنت به شما و نیروهایتان خیلی خوب عمل کردید و روستا را پاکسازی کردید. مشخص است شما توانمند هستند ولی این نیروها را شما جمع کنید و روی تپه ای که مشرف به روستا هست سنگر بکنید و آنجا مستقر شوید که اگر از پایین به این طرف حمله شد شما مشکلی نداشته باشید . بعد از اینکه آقای کاظمی رفت ناصر گفت : ایشان یک درس اخلاق به ما دادند . گفتم : چه طوری؟ گفت : علیرغم اینکه نیروها پراکنده بودند ولی ایشان با لحنی مودبانه من را متوجه نمودند که نیروها همیشه اجتماع داشته باشند .