https://shohada.org/fa/shahid/content/182661

شناسه خبر: 182661
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۵۱

خاطره شماره 41 - شهید ابوالفضل اعتدالی مشهد

یادم می آید یک روز پیرزنی حدوداً 65 ساله از شعبه نفت محلمان نفت گرفته بود و برای بردن آن به منزل مشکل داشت .اتفاقاً ابوالفضل هم آمده بود بیرون تا که نان بگیرد که در محل با این مورد برخورد کرده بود بعد ایشان نان را که تهیه کرده بود آورد منزل ما گذاشت ومن گفتم : ابوالفضل مگر نان ها را نمی خواهی ببری منزل گفت : نه ، یک کار دارم بعد بر می گردم که بعد من خودم نانها را به منزلشان بردم و او را در مسیر دیدم که نفت برای آن پیرزن می برد.