https://shohada.org/fa/shahid/content/182674

شناسه خبر: 182674
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۵۱

محبت و مهربانی

یادم می آید زمستان بود و هوا خیلی سرد بود و آن موقع هم نفت استفاده می کردیم بعد یک روز آقا ابوالفضل به دیدن مادربزرگم رفته بود و دیدند که ایشان نفت ندارد و یک مسافت خیلی را با پای پیاده رفته بود تا برای مادربزرگم نفت تهیه کند و مادربزرگم می گفت: وقتی نفت را آورد از شدت سرما دستهایش قرمز شده بود و هر وقت ماردیزرگم این خاطره را تعریف می کرد ناراحت می شد که در آن سرمای شدید ایشان رفته نفت تهیه کرده و مادربزرگم می گفت: چنین کاری را فرزندان خودم انجام ندادند و این محبت را در حق من نکردند.