https://shohada.org/fa/shahid/content/182767

شناسه خبر: 182767
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۵۲

دقت در حلال و حرام

به روایت از قنبر اصغری : یک روز بعد از ظهر جلوی مسجد ولیعصر که نزدیک خانه مان بود، لنتهای جلوی ماشین را عوض می کردم که ناگهان صدای موتوری را شنیدم که آمد و پشت سر من نگه داشت. پشت سرم را نگاه کردم دیدم علی اکبر است. سلام و احوال پرسی کرد وگفت: بابا به زحمت افتاده ای. گفتم: چه کار کنم بابا جان، اگر می خواستم ماشین را به تعمیرکار بدهم که درستش کند وقتم گرفته می شد و با خود گفتم چه بهتر که خودم درستش کنم به علی اکبر گفتم: خانمت ودخترت اینجا هستند. برو از آنها خبری بگیر. گفت: بابا جان اینجا هم که می بینی توقف کردم مسیرم بود و گرنه الان وقت کار اداری ام است و خدا حافظی کرد و رفت.