https://shohada.org/fa/shahid/content/182795

شناسه خبر: 182795
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۵۲

عشق به جهاد 3

به روایت ازقنبر اصغری: در سال 1362 که به جبهه رفتم و مجروح شدم، من را به بیمارستان قائم آوردند. با این که علی اکبر در آن موقع سرباز بود، بیشتر بعدازظهرها می آمد و از من سز می زد. یک روز بعدازظهر به او گفتم: دوست دارم که هر چه سریعتر داماد شوی و من عروسم را ببینم. گفت: باباجان الآن جنگ است و صحبت از دانشگاه و از این مسائل می کرد. این مسأله را با مادرش هم در میان گذاشتم و مادرش نیز با او در این مورد صحبت کرد. اجناق علی اکبر که یکی از فامیل های نزدیکمان بود هنگامی که مادر خانمش از مکه آمده بود برای استقبالشان به فرودگاه رفت و علی اکبر و مادرش هم با ماشین به فرودگاه رفتند. وقتی که مادر علی اکبر عروس خانم را دیده بود از او خوشش آمده و با علی اکبر در مورد خواستگاری از این خانم صحبت کرد. علی اکبر در جواب مادرش گفته بود هنوز زود است. وقتی علی اکبر به بیمارستان آمد به او گفتم: بابا اگر صلاح می دانی برویم استخاره کنیم. گفت: اشکالی ندارد. استخاره کردیم خوب آمد. یک روز آنها را به خانه دعوت کردند و من هم که حدود یک ماه در بیمارستان بستری بودم مرخص شدم و به خانه آمدم. وقتی عروس خانم را دیدم به این ازدواج رضایت دادم. چند روز قبل از مراسم عقد و عروسی با پدر خانم علی اکبر نشستیم تا در مورد نحوة برگزاری مراسم و تعداد افرادی که می خواهیم دعوت کنیم مشورت کنیم که علی اکبر گفت: بابا الآن جنگ است مراسم نمی خواهد. آنچه را می خواهید خرج مراسم کنید برای جبهه بدهید. گفتم: اشکالی ندارد. روز بعد حدود بیست هزار تومان به مادر علی اکبر دادم و گفتم بروید بازار و خریدهایتان را برای عروسی انجام د هید. بعد از خرید که برگشتند مادر علی اکبر رو به من کرد و گفت: این عروست ما را ورشکست کرد. گفتم: برای چه؟ مادرش جواب داد: از کلیة لوازمی که برای عروس می خرند فقط در حدود دو هزار تومان خرید کردیم. گفتم: برای چه؟ گفت: عروس فقط یک آینه که در حدود صد تومان بود و چند متر پارچه خرید. در مورد مهریه هم با پدر عروس صحبت کردیم. گفت من نمی دانم، هر چه خودتان در نظر دارید. گفتم: نه هر چه شما بگوئید. پدر خانمش گفت: مهریه خواهرش صد هزار تومان بوده است. گفتم: این قباله را هم صد هزار تومان می نویسیم. پدر خانمش گفت: حاج آقا کمتر هم باشد اشکالی ندارد. گفتم: نه، و قباله را همان صد هزار تومان نوشتیم.