https://shohada.org/fa/shahid/content/182907
شناسه خبر: 182907
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۵۳
خاطره شماره 4 - شهید حسین علی اشراقی
به روایت از طیبه شجاع : ایشان در منطقه از ناحیه حلق و گلو یک مقداری شیمیایی شده بودند و همزمان عملیات کربلای 4 هم شروع شده بود و از وی خواستند چون مجروح شده مرخصی بگیرد تا درآنجا نباشد کربلای 4 تمام می شود و بعدکربلای 5 آغاز می شود و ایشان شرکت می کنند و زمانی که حمله شروع و نیروها پیشروی می کنند که به جلو بروند مقداری که جلو می روند حسینعلی بخاطر مجروحیت نفسش می گیرد و او را سریع به پشت خط می رسانند خلاصه ایشان صبح برای نماز بیدار می شود و بقیه افراد را هم صدا می زند که وقت نماز است و خودش هم وضو می گیرد و شروع به گفتن اذان می کند بعد نیروها می بینند که صدای حسینعلی قطع شد ابتدا فکر می کنند که گلویش او را ناراحت کرده به همین دلیل صبر می کنند تا گلویش آرام بشود بعد به خواندن اذان ادامه می دهد که چون فاصله زیاد می شود آنها نگران می شوند وقتی به سراغش می روند دیگر نفسهای آخرش را می کشد و نحوه شهادتش به این صورت بوده که زمان اذان گفتند ترکش می آید و به قلبش می خورد و درهمان لحظه به شهادت می رسد .