https://shohada.org/fa/shahid/content/182915

شناسه خبر: 182915
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۵۳

خواب و رویای دیگران دیگران در مورد شهید 2

به روایت از طیبه شجاع : ادم می آید اولین دفعه که پدرم می خواستند عازم جبهه شوند مادرم تمایلی به رفتن پدرم نداشتند و یک مقدار ناراحتی می کردند و بعد یک شب خواب می بینند که 14 گنجشک به منزل می آیند و یک پرنده در دست مادرم است و آن 14 پرنده به مادرم می گویند که آن پرنده را آزاد کن و مادرم گفته من او را آزاد نمی کنم آن 14 پرنده می گویند اگر آزاد نکنی به شفاعت ما نمی رسی بعد مادرم می گوید : مگر شما کی هستید آنها می گویند ما چهارده معصوم هستیم و بعد مادرم تعداد آنها را می شمرد و می بیندکه 14 عدد هستند و بعد آن پرنده را آزاد می کند و زمانی که پدرم می خواست برود مادرم ناراحت بود پدرم گفت : از آن خواب یادت رفته بعد مادرم منقلب شده و اجازه دادند که پدرم به جبهه برود .