https://shohada.org/fa/shahid/content/182923

شناسه خبر: 182923
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۵۳

توجه به خانواده 2

به روایت از طیبه شجاع : به یاد دارم اختلافی بین من و خانواده ی همسرم پیش آمد و من مشکلم را با مادرم در میان گذاشتم بعد که پدرم متوجه این مسئله شدند یکروز به منزلمان آمدند و دستشان را لب پنجره گذاشتند و گفتند : دخترم از شما یک خواهشی دارم و دوست دارم این را به من قول بدهی گفتم : چه شده ؟ پدر جان بفرمایید حرفتان را بگویید گفتم : خواهش می کنم هر ناراحتی برایت پیش می آید به مادرت نگو چون مادرت یک برادر داشت و او را ازدست داده و هنوز داغ دیده است و از طرفی بچه ها توی منزل خیلی اذیتش می کنند و من از شما خواهش می کنم که به او نگویید من مرتب از تو خبر می گیرم می توانی مشگلاتت را به من بگویی و من حرف پدرم را آویزه ی گوشم کردم که دیگر ناراحتی هایم را برای مادرم نگویم .