https://shohada.org/fa/shahid/content/184073

شناسه خبر: 184073
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۰۸

خاطرات نظامي

راوی ولی الله اخروی محبی: ساعت هشت صبح روز 63/3/30 از پادگان خارج شدیم و پس از گذشتن از جاده ی مهاباد به طرف ارومیه سرانجام به پادگان قوشچی رسیدیم. شب63/3/31 را در پادگان قوشچی بودیم ساعت دو نیمه شب سوار اتوبوس شدیم. گردان حضرت رسول(ص) و امام حسین علیه السلام جلوتر از ما رفته بودند. به سوی منطقه ی عملیاتی حرکت کردیم . روز 63/3/31 تا ساعت ده سوار اتوبوس در حرکت بودیم تا این که به جایی رسیدیم که جاده برای حرکت اتوبوس ها مناسب نبود به ناچار پایین آمدیم و سوار ماشین های سرباز شدیم و به حرکت خود ادامه دادیم تا حدود ساعت دو بعداز ظهر در جاده های بسیار سخت و کوهستانی با ماشین های سنگین راه پیمودیم تا این که نتیجه بر این شد که برگردیم و از پشت این منطقه برویم تمام راهی را که آمده بودیم برگشتیم و شب 63/4/1 در راه بودیم وقتی صبح از خواب بیدار شدم مشاهده کردم که در نزدیکی پایگاهی هستیم و نماز صبح را خوانده بعد از دو ساعت مجبور از ایفا شدیم و پس از عبور از جاده هایی که بر روی ارتفاعات زده شده بود به نزدیک ترین نقطه عملیاتی رسیدیم در این جا متوجه شدیم که روز گذشته یکی از بهترین فرمانده گردان ها به نام سیدعلی توکلی شهید شده است-گردان حضرت رسول(ص) در این جا که منطقه ی بسیار سر سبزی بود تا نزدیکی های بعدازظهر ماندیم و آن وقت حرکت کردیم به سوی خط، در این جا قرار شد شب63/4/2 وارد عمل شویم ولی بعد ساعت نه شب به سوی روستایی به نام حسنلو که مقر بسیار بزرگ ضد انقلابیون و خان های مسلح بود و فاصله ی بسیار کمی با مرز ترکیه داشت حرکت کردیم. ساعت یک شب به داخل این روستا رسیدیم نیروهای گردان امام حسین علیه السلام داخل این روستا بودند ما هم شب را در دروستا خوابیدیم و صبح زود به سوی روستایی که کاملا در سر مرز قرار داشت حرکت کردیم. نماز ظهر را در سلطانی خواندیم که این روستا چند ساعت پیش با درگیری سختی آزاد شده بود و ارتفاعات یک طرف آن مرز ایران و ترکیه بود تعداد زیادی اسلحه به دست آمد از جمله مقداری کلت، کلاش،ژسه، تیربار ژسه، خمپاره، چهار کیسه گونی خرج و گلوله ی خمپاره، دوربین فیلمبرداری و مقدار زیادی خشاب مختلف و انواع فشنگ که همگی توسط چند پرواز هلی کوپتر به پشت انتقال یافت. همان روز63/4/2 پس از رسیدن به سلطانی به سوی قله های روستا که مرز ایران و ترکیه بود حرکت کردیم پس از رسیدن به نزدیک خط مرزی چند نفر رفتند و با سربازان آمدند و ما روستای کوران را به سوی بردوک و از آن جا با اتوبوس به سوی ارومیه و سرانجام پادگان ترک کردیم. در این عملیات که در منطقه سرو، ارومیه، سلماس و در روستاهایی که خان ها و منافقین و فرای های ارتش دست به دست هم داده بودند، انجام گرفت و عده ی زیادی از آن ها کشته شدند. تیپ ما هم در این عملیات شانزده شهید و سی مجروح تقدیم اسلام و انقلاب کرد از جمله برادر توکلی، محمدرضا توسلی و کاکویی.