https://shohada.org/fa/shahid/content/184572

شناسه خبر: 184572
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۱۴

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی محمد علی احمد آبادی: خواب دیدم که روز قیامت شده است . در کویری هستم که نه سایه و آبی وجود ندارد و هوا خیلی گرم است و هم به این طرف و آن طرف می دوند . هر سؤالی که می پرسیدم آب کجاست ؟این جا کجاست؟ کسی جوابم را نمی داد و متحیر مانده بودم که این جا چه وضعی است این چه روز و این ها چه مردمانی هستند ؟ ناگهان دیدم که شهید محمد مهدی حاضر شد و گفت: این جا چه کار می کنی برادر ؟ گفتم : نمی دانم در این جا گرفتار شده ام . ایشان دستشان را دراز کردند و گفتند تو باید به آن جا می رفتی چرا این جا آمدی به آن جا نگاه کردم دیدم زمین سر سبز و درختان زیادی در آنجا وجود دارد . گفت: تو اشتباه آمدی برو تا برویم . او جلو می دوید و من هم به دنبالش . هر چه مدویدم به او نمی رسیدم . به او نگاه کردم از من هیکل تر شده بود و قدش هم بلند تر شده بود در حالی که قبل از شهادتش از من کوچکتر بود و دویدنش هم از من سریعتر شده بود به او گفتم برای چه به تو نمی رسم ؟ یک خنده ای کرد و گفت: می خواهی به من یرسی در همین حین از خواب بیدار شدم.