https://shohada.org/fa/shahid/content/184928

شناسه خبر: 184928
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۱۸

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی نورالله ابراهیمی: بعد از شهادت فرزندم قربانعلی ابراهیمی خیلی ناراحت بودم و گریه می کردم یک شب در خواب دیدم که در بالای یک بلندی ایستاده ام و در پایین این بلندی باغی وجود دارد وقتی پایین رفتم درب باغ باز شد و من داخل شدم کمی که در باغ قدم زدم فرزندم قربانعلی را دیدم او به نزد من آمد و با هم احوالپرسی کردیم از او پرسیدم اینجا چه کار می کنی ؟ این باغ چه کسی است ؟ گفت اینجا باغ خودم است و آن خانه که می بینی را تازه درست کرده وقتی سرم را برگرداندم قصری زیبا را مشاهده کردم با هم در باغ قدم زدیم و از میوه های باغ به من داد و خوردم و از خواب بیدار شدم و از آن به بعد دیگر ناراحت او نبودم زیرا می دانستم جایی بسیار عالی دارد .