https://shohada.org/fa/shahid/content/184964

شناسه خبر: 184964
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۱۸

حالات معنوي خاص

راوی امیر ابراهیمی مزاری: به یاد دارم یک شب علی اکبر جوشکاری کرده بود و چشم های را برق زده بود،‌ وقتی که به منزل آمد درد شدیدی داشت به طوری که کاسه ی بزرگی را پر از آب کرده و سرش را در آن فرو می کرد و چشم هایش را در آب باز می کرد و شستشو می داد تا شاید کمی آرام شود. خلاصه آن شب هر طوری بود ایشان خوابید من هم رفتم و خوابیدم. نیمه های شب از خواب بیدار شدم و به حیاط آمدم. صدای آهسته ای از رادیو می آمد که دعا می خواند. بعد دیدم که علی اکبر با این که چشم هایش خیلی درد داشت ولی چون شب جمعه بود، دعای کمیل را فراموش نکرده و رادیو را آهسته روشن کرده و گوش می کرد و به قدری در دعا جذب شده بود که متوجه ی آمد و رفت من نشد. ایشان سعی می کرد هر شب جمعه دعای کمیل بخواند.