https://shohada.org/fa/shahid/content/185015
شناسه خبر: 185015
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۱۹
احساس مسؤليت
راوی زهرا محمد نیا: بعد از برگزاری مراسم سالگرد علی، یکی از همرزمان او چنین نقل می کرد: در عملیات کربلای 5، خبر دادند، نیروهای برادر ابراهیمی در محاصرة دشمن قرار گرفته اند و لازم است هر چه سریعتر ایشان خودش را به خط برساند. سید به محض شنیدن این خبر بلافاصله سوار قایقی شد و همراه با مقداری مهمات از آب راهی که تحت محاصره و زیر آتش دشمن قرار داشت، با چند نفر از رزمندگان به سمت نیروها به راه افتاد. با اینکه به سید گفتند: "رفتن شما صلاح نیست و احتمال زنده ماندن کم است و آتش دشمن شدید" امّا او به این حرفها اهمیتی نداد و گفت: حتماً باید بروم و بچه ها را از محاصرة دشمن نجات بدهم، لذا راه افتادیم. سید اسلحه اش به دست گرفته و جلوی قایق ایستاده بود و ما هم کف قایق دراز کشیده بودیم. گلوله مثل باران روی سرمان می بارید. گلوله ای به سکاندار قایق اصابت کرد و به شهادت رسید. بلافاصله برادر دیگری سکان قایق را به دست گرفت و به این صورت خودمان را به بچه ها رساندیم و با مهماتی که همراه داشتیم، برادران رزمنده را از محاصرة دشمن نجات دادیم.