https://shohada.org/fa/shahid/content/185018

شناسه خبر: 185018
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۱۹

خاطرات جنگي ر

راوی حمید دکترحبشی: در عملیات کربلای 4، محمدرضا علیپور بی سیم چی، سید بود. آنها سوار بر قایقی در یکی از آبراهها در محاصرة دشمن قرار گرفته بودند. موتور قایق و کف آن مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود و آنها قادر نبودند قایق را از داخل آبراه به کنارة اب برسانند تیربارهای دشمن همچنان روی سر آنها آتش می ریخت. یکی از برادران رزمنده که همراه سید در قایق بود، به شهادت رسیده و کف قایق افتاده بود. برادر اسماعیل قاآنی که می دانست قایق سید در محاصرة دشمن قرار گرفته، از طریق بی سیم با سید تماس گرفت تا از وضعیت آنها خبر جدیدی بگیرد. چند دفعه از پشت بی سیم گفت: "ابراهیم، ابراهیم، اسماعیل" محمدرضا در جواب به برادر قاآنی گفت: به گوشم بفرمائید. به گوشم بفرمائید: او چنان آرام و متین جواب برادر قاآنی را داد که وی مشکوک می شود که محمدرضا پشت بی سیم است. چون آنها در شرایط بحرانی قرار داشتند، احساس می کند. یک نفر دیگر روی خط مزاحم شده، به همین دلیل دوباره گفت: برادر کنار باش، من با ابراهیمی کار دارم مزاحم نشو. بعد از تماس مجدد برادر قاآنی با محمدرضا سیّد گوشی را گرفته و اطلاعاتی داده بود. سید و محمدرضا در آن شرایط بحرانی در کمال آرامش اطلاعات را به برادر قاآنی انتقال داده بودند که او خیلی تعجب کرده بود. وقتی رضا را دیدم به او گفتم: رضا در آن شرایط چقدر با آرامش حرف می زدی، انگار که داخل یک اتاق کولردار، گوشه ای لم داده بودی و حرف می زدی، بدت نمی آمد زیر آتش دشمن باشی خندید و گفت: آدم وقتی در کنار سید باشد. اصلاً دغدغه و اضطرابی ندارد.