https://shohada.org/fa/shahid/content/185033
شناسه خبر: 185033
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۱۹
عشق به جهاد
راوی سکینه السادات غفوری: سید علی در عملیات قادر از ناحیه دست و پا به شدت آسیب دیده بود. به علت جراحات وارده او را به تهران انتقال داده و در بیمارستان شفا بستری نمودند برای دیدن او به تهران رفتیم. حال مساعدی نداشت و نمی توانست دستش را تکان دهد ولی با این وجود اصلاً به روی خودش نمی آورد و اظهار درد و ناراحتی نمی کرد. وقتی از او پرسیدیم که حالت چطور است؟ می گفت: هیچ مشکلی نیست. قرار بود برای عمل جراحی دوم او را به اتاق عمل ببرند. اما در این رابطه چیزی به ما نگفت: بعد از رفتن ما او را به اتاق عمل برده بودند. فردا که برای دیدن او به بیمارستان رفتیم، متوجه شدیم او را عمل کرده اند. وقتی به او گفتیم: کی شما را به اتاق عمل بردند؟ گفت: دیروز بعد از رفتن شما. گفتم: خوب چرا دیروز در این رابطه حرفی نزدید؟ گفت: دیدم لزومی ندارد بگویم تا باعث ناراحتی شما شود. بعد از اینکه او را از بیمارستان شفا در تهران به مشهد آوردیم، مدتی در خانه بستری بود. بعد از اینکه حالش کمی بهتر شد، قصد داشت دوباره به جبهه برگردد و حاضر نبود در خانه بماند. از او خواستم مدتی را مرخصی بگیرد و در خانه استراحت کند تا حالش کاملاً خوب شود. قبول نکرد و گفت: نه، من همین که بتوانم راه بروم، خوب است، اسلام، الآن به وجود من نیاز دارد، اگر من نروم چه کسی می خواهد برود. الآن مثل زمان امام حسین (ع) اسلام به کمک نیاز دارد، انقلاب جوانان را به یاری می طلبد و من هم که الان می توانم از وجودم برای انقلاب استفاده کنم، چرا چنین خدمتی را انجام ندهم سید علی با همان حال عازم جبهه شد م