https://shohada.org/fa/shahid/content/185075
شناسه خبر: 185075
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۱۹
خاطرات بعد از مجروحيت
راوی سید حسین غفوری: در تهران به دلیل مجروحیت بستری بود برای دیدن ایشان تهران رفتیم و وقتی به دیدنش رفتم وزنه ای به دست و پایش بسته بودند که من با دیدن این حالت گریه ام گرفت و ایشان با همین حالت نیم خیز شد و با اشاره فهماند که بنشینم و بعد گفت: چرا گریه می کنید می بینید که من هم دستم و هم پایم به آسمان بلند است. می خواست در آن وضعیت که به سختی مجروح شده بود به ما روحیه بدهد که ناراحت نباشیم . هنوز پایش خوب نشده بود که دوباره به جبهه رفت.