https://shohada.org/fa/shahid/content/185097
شناسه خبر: 185097
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۱۹
عهد و نذر
راوی سکینه السادات غفوری: قبل از شهادت مدت ده روز به مرخصی آمده و هنوز چند روزی نگذشته بود که از طرف سپاه به سراغ ایشان آمدندو گفتند نیاز هست و باید به جبهه بروند. زمانی که مجروح شده بودند نذر کرده بودند اگر شفا پیدا کنند گوسفندی قربانی کنند. وقتی این موضوع پیش آمد و می خواستند به جبهه بروند گفتند: بایستی تدرم را ادا کنم به شهید گفتم : حالا بروید بعد از اینکه دوباره برگشتید این کار را خواهید کرد ولی ایشان گفتند حتما باید نذرم را ادا کنم . بلافاصله گوسفندی خریدند و قربانی کردند . دخترم وقتی فهمید که پدرش می خواهد به جبهه برود خودش را در آغوش شهید افکند و گریه کرد . میگفت: شما شهید می شوید . ایشان گفتند : دخترم دفعه اول نیست که می خواهم به جبهه بروم مثل اینکه به دخترم الهام شده بود که ایشان شهید می شوند . وقتی می خواستند بروند چند دفعه برگشتند و با بچه ها خداحافظی کردند . در عملیات کربلای 4 ایشان مجروح می شوند و به قرارگاه منتقل می شوند از آن جا با منزل تماس گرفتند و از حال بچه ها پرسیدند و اصلا در مورد این که مجروح شده اند چیزی نگفتند . با شروع عملیات کربلای 5 ایشان دوباره شرکت می کنند وقتی در خط مقدم نیروها را هدایت می کردند به دلیل اصابت ترکش یک پای ایشان قطع و همچنین خونریزی مغزی می کنند که باعث شهادت ایشان می شود .