https://shohada.org/fa/shahid/content/185259
شناسه خبر: 185259
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۲۱
عشق به جهاد
راوی سیمین ابدی شهری: به خاطر دارم برادرم سیدعلی سال سوم دانشگاه بود و در شهرستان گناباد درس می خواند یک روز که به همراه پدر و مادرم در خانه نشسته بودیم تلفن به صدا در آمد. من گوشی را برداشتم برادرم سیدعلی بود با من احوالپرسی کرد و گفت: پدر و مادر هستند؟ گفتم بله. گفت به آنها بگو، علی تصمیم خودش را گرفته و می خواهد به جبهه برود و تکلیفی که بر دوش دارد را ادا کند. به ایشان گفتم: من نمی توانم به پدر و مادر بگویم. گوشی را به پدرم دادم و ایشان با پدرم صحبت کرد و پدرم را راضی کرد که به سربازی برود و بعد از اتمام سربازی به جبهه برود وقتی سربازیش تمام شد و عازم جبهه شد بعد از یک ماه، نبرد با دشمن به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد.