https://shohada.org/fa/shahid/content/185357

شناسه خبر: 185357
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۲۲

اعتقاد به معاد

راوی نامعلوم نامعلوم: یک بار ما با هم در پارک مشغول قدم زدن بودیم که ناگهان یک مادر و دختری از کنار ما رد شدند من کلمه ای بی اختیار از دهانم خارج شد که یکباره محمود با شدت ناراحتی خطاب به من گفت: این دنیا یک روزطی تمام می شود و همه به آن دنیا می رویم و آنچه باقی می ماند اعمال ماست چرا تو گناه می کنی ؟ و بار خودت را سنگین تر می کنی ؟ من از کرده خود پشیمان شدم و از او عذر خواهی کردم .