https://shohada.org/fa/shahid/content/185719
شناسه خبر: 185719
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۲۷
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی نرگس آشفته: بعد از شهادت محسن یکی از اقوام خانه ی ما آمد و گفت مادر محسن ناراحت نباش. من حدود یک ماه پیش موقعی که محسن مفقود شده بود خواب دیدم که در خانه ی خدا داریم طواف می کنیم و محسن هم لباس احرام پوشیده و جلوتر از من دارد طواف می کند. گفتم محسن این جا چکار می کنی؟ گفت: آمدم خانه ی خدا زیارت کنم. همان طور که می رفتیم یک مرتبه خودش را روی زمین دراز کرد و همه داشتند از روی او رد می شدند. گفتم محسن جان پاشو چرا این کار را می کنی، گفت: من از طرف خدا مامور انجام این کار شدم و وظیفه ام را انجام می دهم و اگر این کار را نکنم زیارتم قبول نمی شود. بعد ما متوجه شدیم که این همان موقع و تاریخی بوده که محسن شهید شده بود و تقریبا موقعی که ایشان این خواب را دیده بود.