https://shohada.org/fa/shahid/content/186008
شناسه خبر: 186008
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۳۰
سعه صدر
راوی محمد ملائکه: نزدیک محله ما یک بازارچهاى بود که محل تجمع افراد لا ابالى بود یادم هست که یکى از شبهاى ماه محرم که ما مىخواهم هیئت به طرف حرم حرکت بدهیم چند نفر از همین افراد بازارچه آمدند داخل هیئت براى سینه زنى آمدن اینها داخل هیئت براى بعضى از بچههاى هیئت، ثقیل بود. چون اینها کسانى بودند که چندین مرتبه با بچههاى بسیج درگیر شده بودند ولى دیدیم که سید هاشم از آمدن اینها هیچى به روى خودش نیاورد. وقتى هیئت را به سمت حرم حرکت دادیم من با سید هاشم درباره آنها صحبت کردم اما سید هاشم گفت: فکر نمىکنم که آمدن آنها اشکالى داشته باشد. این بابائى که باید عقیده به امام حسین(ع) آمده خوب نیست با آن برخورد شود. گفتم: کسى را که چند شب پیش به حرم عرق خورى گرفتند. اینجا دیدیم که سید هاشم یک نگاه غریبانهاى به من کرد و گفت: حالا که آمده زیر بیرون امام حسین(ع) توى حال و هواى خودش است. درسته که قبلاً خلاف کرد اما حالا که روزنهاى برایش باز شده کور سوى امیرى برایش سوسو مىزند، من چه کارهام که حالا بروم جلو او را بگیرم. اگر خلاف کرده خودش مىداند و خداى خودش. خلاصه سید هاشم این جورى اهل منطق بود.