https://shohada.org/fa/shahid/content/186041
شناسه خبر: 186041
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۳۰
فعاليت در بسيج
راوی محمد ملائکه: یادم هست یک مرتبه یکى از بچههاى بسیج محله چند مدت بود که به بسیج نمىآمد.سید هاشم از این مسئله خیلى ناراحت بود چون نمىخواست هیچ کس به آسانی از دامن بسیج رها شود.خیلى مىخواست که طرف را ببیند صحبت کند که چرا به بسیج نمى آید.پیگیر این مسئله بود ولى نتوانست طرف را ببیند. مرخصى سید هاشم تمام شد و رفت جبهه. در جبهه یکى از بچهها که مىخواست بیاید مشهد سید هاشم او را مأمور کرده بود که برود با آن فرد که به بسیج نمىآمد صحبت کند تا شاید طرف برگردد.خلاصه ایشان هم آمد سراغ من و گفت:سید هاشم چنین مأموریتى به من محول کرده ولى این کار از دست من ساخته نیست. توبیا این کار را انجام بده. من قبول نمىکردم. ولى نمىدانم سید هاشم چقدر به ایشان این مسئله را تأکید کرده بود که ایشان یک ساعت و نیم بامن راجع به این مسئله صحبت کرد. آخرش هم گفت این سفارش سید هاشم است حتماً باید پیگیرى شود. مىخواهم بگویم که سید هاشم اینقدر پیگیر و مسئولیتپذیر بود. دلش نمىخواست کسى را به این آسانى از دست بدهد. چون دلسوزانه کار مىکرد بچههاى محله هم خیلى طرفدارش بودند.