https://shohada.org/fa/shahid/content/186062
شناسه خبر: 186062
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۳۰
خاطرات جنگي
راوی سیدهاشم آراسته: یک روز با عدهاى از بچهها داخل سنگر نشسته بودیم که ناگهان صداى چند نفر عراقى را شنیدیم. وقتى که بیرون آمدیم، عدهاى از عراقیها در چند مترى سنگر ما ایستاده بودند. هر کدام یک دستمال یا زیرپوش سفیدى در دستشان داشتند و به ما علامت مىدادند که برویم و آنها را اسیر کنیم. یکى از بچهها را فرستادیم آنها را اسیر کرد و به پشت جبهه انتقال داد.