https://shohada.org/fa/shahid/content/186079

شناسه خبر: 186079
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۳۰

سعه صدر

راوی محمد ملائکه: نزدیک محله ما یک بازارچه‏اى بود که محل تجمع افراد لا ابالى بود یادم هست که یکى از شبهاى ماه محرم که ما مى‏خواهم هیئت به طرف حرم حرکت بدهیم چند نفر از همین افراد بازارچه آمدند داخل هیئت براى سینه زنى آمدن اینها داخل هیئت براى بعضى از بچه‏هاى هیئت، ثقیل بود. چون اینها کسانى بودند که چندین مرتبه با بچه‏هاى بسیج درگیر شده بودند ولى دیدیم که سید هاشم از آمدن اینها هیچى به روى خودش نیاورد. وقتى هیئت را به سمت حرم حرکت دادیم من با سید هاشم درباره آنها صحبت کردم اما سید هاشم گفت: فکر نمى‏کنم که آمدن آن‏ها اشکالى داشته باشد. این بابائى که باید عقیده به امام حسین(ع) آمده خوب نیست با آن برخورد شود. گفتم: کسى را که چند شب پیش به حرم عرق خورى گرفتند. اینجا دیدیم که سید هاشم یک نگاه غریبانه‏اى به من کرد و گفت: حالا که آمده زیر بیرون امام حسین(ع) توى حال و هواى خودش است. درسته که قبلاً خلاف کرد اما حالا که روزنه‏اى برایش باز شده کور سوى امیرى برایش سوسو مى‏زند، من چه کاره‏ام که حالا بروم جلو او را بگیرم. اگر خلاف کرده خودش مى‏داند و خداى خودش. خلاصه سید هاشم این جورى اهل منطق بود.