https://shohada.org/fa/shahid/content/186124

شناسه خبر: 186124
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۳۰

خاطرات جنگي

راوی مرجان آذری: به خاطر دارم همسرم رمضان آذری یکی از خاطرات دوران جنگ را این چنین نقل کرد: در یکی از عملیات ها عراقی ها من و دو نفر دیگر از رزمندگان را اسیر کردند که من در بین راه خود را بر روی زمین انداختم و نقش مرده را به خود گرفتم ولی آن دو رزمنده نتوانستند نقش یک مرده را ایفا کنند. یکی از سرباز های عراقی با پایش لگدی به کتفم زد و گفت: مرده است. همین که چند قدم ازمن فاصله گرفتند من اصلحه ی همرزمم که اسیر شده بود برداشتم و به سمت خاکریز نیروهای خودی آمدم خبر اسیر شدن آن دو نفر را به اطلاع فرمانده خود رساندم.