https://shohada.org/fa/shahid/content/186203

شناسه خبر: 186203
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۳۱

خاطره شماره 1 - شهید مسعود آخوندی کرکوندی

بسم رب الشهدا و الصدیقین خانواده شهید مسعود آخوندی برای اینکه مسعود به جبهه نرود، خانه بزرگشان را فروختند و پولش را ریختند به حساب مسعود تا با پولش کارخانه‌ای تأسیس کند و خودش بشود مدیر آن کارخانه و دیگر به جبهه نرود. بار آخری که به جبهه اعزام شد، خانواده‌اش توی وسایلش یک چک سفید امضا با یک نامه پیدا کرده بودند. توی نامه هم نوشته بود:« برگشتی در کار نیست، نمی‌خواهم بعداً برای استفاده از پولها به مشکلی برخورد کنید.» مسعود مثل همیشه فکر همه جا را کرده بود، همانطور که فکرعاقبت به خیری‌اش را هم کرده بود و اینکه کلید عاقبت به خیری در جبهه‌های حق علیه باطل پیدا می‌شود. سخن خدا را در قرآن دیده بود و آن را باور کرده بود که دنیا لهو و لعب است. ولی ما بارها و بارها این جمله را می‌بینیم و می‌خوانیم که دنیا لهو و لعب است، ولی باز به دنیا چسبیده‌ایم و برایش لع‌لع می‌زنیم. اینجا معنای این حدیث به خوبی رخ نمایان می‌کند که؛ یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است. آری، تفکری که خروجی‌اش منجر به شهادت فی‌سبیل‌الله گردد، بهتر از هفتاد سال عبادت است، نه افکار نفسانی و شیطانی و دنیاپرستانه ما. شادی روح شهید مسعود آخوندی صلوات ( الَّلهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم ) اللهم الرزقنی توفیق الشهادت فی سبیلک.