https://shohada.org/fa/shahid/content/186243

شناسه خبر: 186243
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۳۲

خواب و رویای دیگران درمورد شهید؛

یک شب بعد از شهادت برادر عزیزم حسن آمده و روى پله‏ها نشسته گفتم بیا بالا چرا آنجا نشسته‏اى گفت مى‏آیم وقتى آمد دیدم پیراهنش در تنش نیست و یک چیزى از زیرپوشش کم است آمد و رفت توى رختخواب که هنوز پهن بود دراز کشید صبح که شد دیدم مادرم آمده دیدنم و گفت مى‏خواهم بروم بازار و براى روحجله قبر شهیدمان پارچه بگیریم و بیاوریم تا شما بدوزى و ببرم بزنم گفتم مادرجان من دیشب این چنین خوابى دیده‏ام حتماً برادرم حسن علاقه به این پارچه رختخواب ما دارد مى‏روم مقدارى اضافه آمده درست کنم و ببرم سرقبرش روى حجله‏اش بکشم.