https://shohada.org/fa/shahid/content/187095
شناسه خبر: 187095
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۴۲
تهجد و عبادت
راوی عباسعلی بنده ای: سه روز به شروع عملیات والفجر 8 مانده بود. با تعدادی از برادران بسیجی و علی اصغر همتی، دست و پای خود را با حنا زینت دادیم. هر چه به شروع عملیات از لحاظ زمانی نزدیکتر می شدیم، همتی ارتباط خود را با خدای خویش بیشتر می کرد. سعی می کرد از برادران فاصله بگیرد و در گوشه ای با معبود خویش راز و نیاز کند. نیمه شب بود و ساعت تقریباً 2/5 ، 3/5 که از جنگل حمیدیه عبور می کردم. صدای زمزمه هایی شنیده می شد. جلوتر رفتم، در آن تاریکی همتی را که غرق عبادت بود و مثل باران اشک می ریخت دیدم. احساس خجالت می کردم. روز اول عملیات که وارد عمل شدیم همتی با پای برهنه که با حنا زینت داده بود در محدوده مأموریتی گردان، دائم رفت و آمد داشت و از برادران بسیجی سرکشی می کرد. هر یک از عزیزان با مشاهده همتی چنان شور و نشاطی پیدا می کردند که وصف ناشدنی بود. آن روز من مجروح شدم و به بیمارستان شیراز منتقل شدم. بعد از یک هفته متوجه شدم که علی اصغر همتی در آن عملیات به شهادت رسیده بود.