https://shohada.org/fa/shahid/content/187214
شناسه خبر: 187214
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۴۳
گذشت و اغماض
راوی سید علی اصغر هاشمی زو: یکی از همسایه ها یمان می گفت : من در کوچه ایستاده بودم حسن روی سنگ بزرگی نشسته بود . سه چهار نفر از بچه ها دور او جمع شده بودند و او را می زدند. او همینطور نشسته بود و هیچ چیزی نمی گفت. سرانجام من رفتم و بچه ها را از اطرافش دور کردم. به او گفتم: چرا به اینها چیزی نمی گویی؟ گفت : این ها بچه هستند و نادانند، چیزی نمی فهمند.