https://shohada.org/fa/shahid/content/187231
شناسه خبر: 187231
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۴۳
خاطرات جنگي
راوی سید احمد هاشمی: یادم هست سال 60 ، 61 من در گردان های رزمی بودم که برای مرخصی به شهرستان برگشتم، در آنجا وقتی که ویژگی ها و خصوصیات رفتاری بچه های تخریب را شنیدم خیلی شیفتة حضور در گردان آنها شدم و بعد از استراحت کوتاهی در شهرستان بدون اینکه به پدر و مادر و فامیل بگویم که کجا می روم با چند نفر از دوستان تصمیم گرفتیم که برویم در واحد تخریب مشغول خدمت شویم. وقتی به آنها رسیدیم با دوندگیهای زیادی بالأخره سعادت حضور در واحد تخریب را پیدا کردیم. در آن موقع بچه های تخریب به دلیل شرکت در عملیات والفجر 4 همگی رفته بودند و تعداد بسیار کمی از آنها در عقبه بودند. دو روز از مراجعت ما به واحد تخریب گذشته بود که یک تلگرافی به نام سید حسن هاشمی آمده بود که به من دادند و من خیلی تعجب کردم، چون وقتی که از شهرستان آمدم به هیچ کس اطلاع ندادم که به کجا می روم. تلگراف از طرف پسر عموی من سید محمد هاشمی بود که من پس از خواندن جواب آن را هم دادم و خبر سلامتی خود را به آنها دادم. چند روز بعد مسئول تبلیغات واحد که کارهای مراسلات را انجام می داد به محل استقرار من آمد و 2 عدد نامه به من داد، نامه ها را نگاه کردم و آدرسهای فرستنده برایم نامفهوم بود ولی گیرنده سید حسن هاشمی بود. یکی از نامه ها را باز کردم و شروع به خواندن کردم. اول سلام و احوالپرسی و بعد هم احوالپرسی عمه کبری و خاله صغری بود که تمام افرادی که توی نامه صحبت کرده بودند نام آنها برای من ناآشنا و نا مفهوم بود. فکر کردم کسی دارد با من شوخی می کند، آدرس گیرنده من هستم و تمبر هم دارد و از طریق پست آمده و هیچ اشکالی در نامه وجود نداشت. مراجعه کردم به مسئول پست و گفتم: این نامه ها را چگونه و چه کسی برای ما می فرستد، شاید هم کسی می خواهد مرا اذیت کند؟ من اصلاً این افرادی که در نامه از آنها نام برده شده است نمی شناسم! ایشان گفت:" مگر شما سید حسن هاشمی نیستی؟" گفتم: چرا من خودم هستم. یک مرتبه یادش آمد که ما توی واحد تخریب یک سید حسن هاشمی دیگر هم داریم و گفت: الآن اینجا نیست حتماً نامه ها مال ایشان است و نامه ها را من نگه داشتم. بعد از یک هفته ای در منطقة عملیاتی والفجر 4 نزدیک پاسگاه گرمک عراق آنجا گشتم و ایشان را پیدا کردم و تمام ماجرا را برای او تعریف کردم و این زمینة آشنایی ما شد و تا قبل از شهادت دوستان بسیار خوبی برای هم بودیم.