https://shohada.org/fa/shahid/content/188236

شناسه خبر: 188236
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۹:۵۵

لحظه و نحوه شهادت

آن طور که دوستان و همرزمانش برایمان تعریف کردند: یک روز حسین پروانه گفته بود من می خواهم برای انجام کاری به شهر بروم. آمبولانس را از حبیب می گیرد و به شهر می رود. حسین پروانه هنگام برگشت به پایگاه، اسیر کوموله ها می شود. کوموله ها جاده را هم می گیرند و گله گوسفندی را که در آنجا بود رها می کنند. حبیب و همرزمانش برای کنار زدن گوسفندان به جاده می روند کهکوموله ها آنها را هم می گیرند. حبیب کاغذ و مدادکی را که همراه داشته بود می خورد تا به دست کوموله ها نیافتد. کوموله ها او و همرزمانش را به ده می برند تا محاکمه کنند. مردم ده سر و صدا می کنند و به این کار آنها اعتراض می کنند. ولی آنها پس از شکنجه و آزار آنها را به شهادت می رسانند. شب هنگام حسین پروانه به هر طریقی که بوده از دست کوموله ها فرار می کند. و به پایگاه می آید. وقتی به آنجا می رسد از دوستان می پرسد حبیب کجاست؟ می گویند، هنوز نیامده است. برای پیدا کردن او و همرزمانش به راه می افتند که در بین راه صدای گلوله را می شنوند و می گویند برگردیم. فردا صبح برای پیدا کردن آنها می رویم. صبح که می شود برای پیدا کردن آنها به راه می افتند که متاسفانه اجساد آنها را در کنار جاده پیدا می کنند و به عقب می آورند.