https://shohada.org/fa/shahid/content/188826

شناسه خبر: 188826
۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۰:۰۳

آخرين وداع با خانواده

راوی لیلا صمدی: دفعه آخر که محمد رضا می خواست به جبهه برود. ماه مبارک رمضان بود.من رفتم دوکیلوسیب زمینی خریدم وبرایش آب پرکردم ومقداری ماست هم توی دستمال ریختم ونمک ونعناع هم به آن اضافه کردم. آقا رضا گفت: این دفعه هیچکدام ازشما بدرقه ام نیایید .خانمش بچه کوچک داشت وهنگام افطار هم نزدیک بود. گفتم: من می آیم. قبول نکرد. خودش تنهارفت.من خیلی ناراحت بودم و داشتم گریه می کردم که پسر بزرگم آمد و گفت: چرا گریه می کنی؟ گفتم: رضا نگذاشت بدرقه اش بروم. به اتفاق ایشان رفتیم و چون هنگام نماز بود، فهمیدم او رفته نماز بخواند، چند دقیقه منتظر ما ندیم تا این که آمد و حرکت کردند و رفتند.